تبليغاتX
باربد با مرام
شاعرانه

شعره دوم اثری از باربد با مرام

بگیر بخواب عزیزم فکر من نباش

اگه تو به من هدیه دادی قلبتو

برو و فکر هیچی نباش

امسالم اومد ولی یادته تو از دلم نرفت

هیچکی تو دلم جز تو هیچ عهدی نبست

حالا دیگه نیستی و دستتات ازم دور شده

چشم و دلم دیگه از این دنیا کور شده

آره آره این رسمشه توو دلم همش یادشه

دست تقدیر و زمونه تا آخرم راهشه

زمونه ی غریب ما دسته عشقمونو ازمون جدا کرد

حالا این خدای ماست همونی که یادتو پیش دلم زنده کرد

آره آره بگیر راحت بخواب

 غصه ی عشق منو و فردا رو بیخیال

آره آره منم همون که کار داره

برای دیدن تو یه دلدار داره

انگاری این همونیه که جز منم وسه خودش یار داره

مثه همه تو دلش یه غم خوار داره

اما واسه ی دیدنه این دله دیوونه وفا نداره

آره آره منم اون یه دیوونه

اینم همونه که همش می گفت دوست داره

حالا خواب نداره یه لحظه تب و تاب نداره

خدا جونم ببین حالا دیگه تنهام

ببین دیگه توی این دنیا هیچ کی نیست واسه درد و بلام

اون که همش می گفت منو دوست داره

حالا در پی یاره دوست داشتن رو کم میاره

رفته رفته حالا ما رو تو غم می ذاره

پس کی اون بارونه رحمتت می باره

الان دوره ی عاشقی دیگه توی کتابه

حقیقت چیزی نیست جز کاره تو

هیچ کی نیست تا بدونه این شده رازه تو

حالا در پی یاره

آرزوی دیدنش دیگه مهاله 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 19:26  توسط سلطان مشکی  | 

باز هم نوروز آمد باز فصل شکوفایی رسید

خیلی ها میگن چقدر زود گذشت دریغ از اینکه عمره ما آدماست که زود می گذره

دریغ از اینکه وعده های پوچ شیطان ما رو فریب میده

هر اشتباهی که می کنیم یکی میاد میگه اشکالی نداره اتفاق بوده خطا کردی پیش میاد دیگه

سعی کن از فردا یه آدمه دیگه ای باشی

می بینی این فردا ها حالا به کجا رسیده؟

تو الان کجای کاری؟ پیش پیش لالا

الان مدتهاست که منتظره اون فردایی اما شیطان داره با وعده ی بی خود تورو فریب میده

فکرشو بکن یکی داره می ندازدتت تو چاه. چاهی که به خاطره یه عمر اشتباه خودتو

 همش سر زنش می کنی همش میگی ای کاش این کارو نکرده بودم

پیش گیری از بیماری بهتر از مبتلا شدن به اونه

وعده ی شیطانی رو کنار بگذار و وجوده خدا رو در قلبت زنده کن

کینه ها از دور بریز وبه جاش قلبتو مثه آینه شفاف کن

مطمئن باش که آدما برای نگاه کردنه خودشون پیشه قلبت میان

گذشته ها گذشته اما یادت باشه اشتباه گذشته رو تکرار نکنی و بدونی که داری توی چاه میری

میسره زندگیتو عوض کن و دوست داشتن رو به آدما هدیه بده.

با موفقیت برای همه شما دوستان و عزیزان

سال خوبی رو پیش رو داشته باشید در کناره خانواده ی محترمتان

سر سبزو استوار باشید

به امید دیدار در جایی که همه آرزوی رسیدنش رو دارند

ارادتمند شما ...... باربد با مرام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:15  توسط سلطان مشکی  | 

سلام اینم شعره جدید اثری از باربد با مرام

کارم شده بی تو پر پر شدن

کاره تو ام شده همه از یاده من

آخه این دله غریب و بی نشونم

می کوبه مثه یه سنگ توی وجودم

دوباره دلم می خونه

که به عشقه تو اسیره

منم اون عاشق و دل ویرونه ی تو

دوباره این دله تنگم

چشمامو رو هم میزاره

به امیده اینکه باشی زیره بارون

خوابای رنگی می بینم

بی تو از زندگی سیرم

به خدا اگه بری

به خدا اگه بری

اگه بری و تنهام بزاری

اگه این نبودتو

اگه این نبودتو

توی قلبم جا بزاری

بازم این دله غریب از تو می خونه

که به عشقه تو اسیره

منم اون عاشًق و دل ویرونه ی تو

شده این کاره شبم راز و نیاز

تو مسیر زندگیت یه امتیاز

شده این قسمته من

اینم یه جور کاره خداست

اگه این کاره تواه

اگه این راهه تواه

اگه عشقم

 واسه چشمات جا نداره؟

اگه خوار شدن یه رسومه؟

دسته فریبه این زمونه

تو رو به یکی دیگه برسونه

این دله دیوونه

دوباره از تو می خونه

که به عشقه تو اسیره

منم اون عاشق و دل ویرونه ی تو

دوباره این دله تنگم

چشمامو رو هم میزاره

به امیده اینکه باشی زیره بارون

توی ناودون

توی این شر شره بارون

من و تو راه میرفتیم آروم آروم

یادمه بهم می گفتی

دوست داری چشمامون بشه رنگه بارون؟

پس بیا تا قطره هامون

بچیکه از صورته هر دو تامون

بیا تا همه بدونن خدامون

رنگه عشقو نوشته تو دلامون

گفتم این بارونه تن

 کم کم میباره

یاده تو توی دلم

مثه آوازه شب تن میباره 

گفتی این کاره تو نیست

کاره خداست

اگه عاشقی نباشه یاده خدا

عاشقی نیست جز همه درگاه خدا

این دفعه با هم می خونه

که به عشقه هم اسیره

ماییم عاشق و اون معبوده عشقه

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:48  توسط سلطان مشکی  | 

یه کمی می خوام در مورد دو رنگی باهاتون صحبت کنم

آدمایی احساس می کنند با نبودشون نابودمون می کنن آدمایی که سعی می کنن کمبودشونو

با دوستی با جنس مخالف خالی کنن. یادمه ۳ ساله پیش تو اینترنت یکی یه حرفه قشنگ برام نوشته

بود می گفت: محبت رو از کودکی آموختم که آبنباتش رو به دریا انداخت تا آب دریا شیرین شود

اولش معنای این حرف برام واقعا گنگ و نا مفهوم بود اما بعدش که با خودم فکر کردم به این نتیجه

رسیدم که آبنبات کودک نماد پاک بودن عشق و دریا نماد آدمی هستش که ذره ای احساس نسبت

به کودک نداره اما با این حال کودک چقدر احساسش پاک و صادقانه بود که با این حال که بزرگی دریا

رو دید بازم به دریا رو زد.

آره .. درسته... اگه ذره ای کینه تو وجوده آدما نبود اون موقع تصور کن چی می شد؟؟؟

چشماتو یه لحظه ببند .... دنیا خارج از جنگ. کسی مجبور نبود برای کم نیاوردن جلوی اطرافیانش دروغ

بگه... هیچ کسی به پوله خودش نمی نازید چون می دونست اون چیزی که دیگران دارن انگاری خودش

داره. حالا چشماتو باز کن چی می بینی؟ دو رنگی؟ فریب؟ دوست داشتن از روی نیاز؟

 محبت تا زمانی که چیزی داری و احترام به جمال جیبی که داری؟

خندم می گیره از خودم و احساسم. خندم می گیره وقتی نگاه به اطرافیانه خودم می اندازم

دقیقاْ رفتاری که از ما سر می زنه همون کاریه که بچه ها با اسباب بازیشون می کنن.

اولش چقدر براش رشد خیاله خودشون تلاش می کنن اما وقتی که بدستش میارن نسبت به اون بی

تفاوت می شن. چرا دزدی می کنی؟ چون چشم داشتنه اون چیزی رو که دیگران دارنو نداری.

آدمه. داشتنتو نداشتن می دونی و دانستنتو ندونسته

اینا رو نگفتم که دیدتو نسبت به اجتماع عوض کنم فقط گفتم تا بدونی چقدر کودکانه زندگی می کنیم و

در عوض از زمونه توقع داریم مطابقه میله ما عمل کنه.

تا وقتی زمونه بهت پدر و مادره خوبی داده نمی گی دمش گرم زمونه وقتی از دستشون

میدی میگی زمونه بی رحمه

این زمونه نیست که بی رحمه این تویی که تو اوج نادونی حکمتی که خدا گذاشته رو اون حقارته زمونه

می دونی.

پس بیا و خوب باش بیا و عاشق باش نمی گم عاشقه جنس مخالف باش از نظره من

 عشق صفت و بالا و برتری هستش که خدا به ما داده و هیچ کس جز خودش لایقه این عشق

 نیست.

اما دوست داشته باش کاری به بد بودنه اونا نداشته باش هر آدمه بدی یه زاته خوبی داشته که خدا

بهش هدیه داده و هر آدمه خوبی اولش بد بوده اما از سره اشتباهی که کرده خودشو اصلاح کرده.

با آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزانم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 13:16  توسط سلطان مشکی  | 

تقدیم به شما دوستان  (کاره مشترک باربد و کامران)

من دیگه خسته شدم

 بس به اینو اون پی ام دادم

پس چتم تا کی فضای ادد لیستو کم میاره

نفسم رفته دیگه بس که قرار گذاشتم من

بسه چته بی اثر واسه هر آدمه خر

وقتی ارزشی نداره این همه چتیدن واسه چی

واسه گرفتن شماره تو خالی دروغ گفتن واسه کی؟

نمی خوام عینک ضعیفی رو به چشمم بزنم

نمی خوام نفرین دخترا باشه پشته سرم

نمی خوام سر به سر این آدمای چتی بذارم

واسه چت کردن با همه یه پی ام تازه بدم

یا یه غصه با کباب واسه ترحم دیگران بشم

وایسا یاهو وایسا یاهو من آیدیمو پاک می کنم

همه ادد خوب می کنند اما کی مخ می زنه این وسط

انتخابش با شما ما که رسیدیم ته چت

قربونت برم خدا چقدر غریبیم ما تو چت !!

آره خدا ما نخواستیم چتو از ما تو بگیر

نمی خوام سر به سر این آدمای چتی بذارم

واسه چت کردن با همه یه پی ام تازه بدم

یا یه غصه با کباب واسه ترحم دیگران بشم

وایسا یاهو وایسا یاهو من آیدیمو پاک می کنم

این همه چت کردیم و تل زدیم آخرش چی شد؟؟

واسه دله شیکستمون اون داف تک پرت بگو پس چی شد؟

همه در پیچ همه تن هیچ قول و قرارامون پس کجاست؟

اون همه تپشه قلب این همه دوست دارم پس حالا کجاست؟

نمی خوام سر به سر این آدمای چتی بذارم

واسه چت کردن با همه یه پی ام تازه بدم

یا یه غصه با کباب واسه ترحم دیگران بشم

وایسا یاهو وایسا یاهو من آیدیمو پاک می کنم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 21:58  توسط سلطان مشکی  | 

با سلام این هم آلبوم فوق العاده قشنگ و استثنایی تایماز که صداش

شباهت عجیبی به شادمهر عقیلی داره پیشنهاد میکنم این آلبوم را حتما دانلود کنید:

(برای اولین بار در این وبلاگ)

دانلود کل آلبوم در یک فایل ریپ

ترک 1

ترک 2

ترک 3

ترک 4

ترک 5

ترک 6

ترک 7

ترک 8

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 13:37  توسط سلطان مشکی  | 

 

 

دوباره خزون اومد نم نم بارون ميزنه تو صورتم

 

 

بوي خاك و نم كوچه ميگه هنوز ديوونتم

 

 

رعد و برق فهميده انگار زندگيم شده غم انگيز

 

 

دستاي كيو گرفتي زير باروناي پائيز

 

 

مي خوام اينجا با تو باشم زير بارونا دوباره

 

 

ولي افسوس نه تو هستي نه ديگه بارون مي باره

 

 

 

 

خزونم داره ميره نموند برگي رو درختا

 

 

من هنوز منتظرم توي جاده تك و تنها

 

 

ديگه بارون نمي باره توي جاده پره برفه

 

 

به خداي آسمونا عشقت از يادم نرفته

 

 

ميخوام اينجا با تو باشم زير برف و باد و بارون

 

 

نيايي با خاطراتت سر مي ذارم به بيابون  

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 22:11  توسط سلطان مشکی  | 

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند

در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند

****************

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا

غم با هر بیگانگی هر شب به من سر می زند...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 22:26  توسط سلطان مشکی  | 

 

به نام خدايي كه اشك را آفريد تا سرزمين

 

 

 داغ عشق آتش نگيرد

 

 

سلامي خالصانه بر سراي جانانه

 

 

از لبان مستانه من ديوانه

 

 


کنار آشیان تو من آشیانه می کنم

 

 فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

 

*******

کسی سئوال می کند به خاطر چه زنده ای

 

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

 

 تقدیم به آنکه دیوانه ام کرد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 21:39  توسط سلطان مشکی  | 

این عکسم مربوط به بچگی های خودم هستش

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 9:32  توسط سلطان مشکی  |